هو هویِ بادِ اِنکارم

مرا به سمت خود می خواند...

دعوت خشم آلودی به سوی خویش

پنبه در گوش کردم تا نشنوم

اما....

ضربه ی سیلیِ باورها سرخم کرد

و به ناچار سفر کردم

تا به اختیار ماندم...

"محزون"