همه چیز بر هم
فرار
بوق ماشین عزا
خنده ی دخترکی در پی معشوق
ذکر خوانی پیری با تسبیح
شمارش کاغذهای رنگی در دست روسپیان
"فریاد چای فروش"
آه چه غوغایی بر پاست....
همه پیچ در پیچ می روند کجا؟
مگر این ساخته ی بی پایان،فیلمی از زندگی نیست؟
زنده ماندن چقدر دشواراست !
می گذرد افکار
شاید گیری در توّهم
یا که من باز نشعه ی یک قرص نان
وباز صدای کودکانه ام در بازار تجریش
آی چای داغ
چای داغ
چایی...
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۵/۱۶ ساعت 14:12 توسط مجید محزونی(محزون)
|