نمیفهمم پیراهن اظطراب در شبانه هایم چرا تنگ شده است!

دلگیری

تشویش

بغض

همه درگیربه تنهایی شدند!

دوباره ثانیه های قرنی رابه تمسخر گرفته اندومی تازند!

یک خروار محالات در انتظارم نشسته اند

 از دور می خندند به این خوش باوری...